مقدمه
در حال حاضر در عصري زندگي مي كنيم كه عصر تبادل و ارتباطات نام گرفته است در سايه ي اين عصر شاهد رشد و گسترش ، توسعه وسايل ارتباط جمعي در سطح جهان و بدنبال آن گسترش تبليغات مختلف تجاري و فرهنگي از كانال هاي مختلف هستيم .
از آنجا كه به سمت جهاني شدن و نظام واحد جهاني پيش مي رويم ، كشور ما هم بعنوان يك كشور جهان سوم در حال توسعه كه دارا ي ساختار جمعيتي جوان مي باشد از اين قاعده مستثني نيست كه با ورود ماهواره ، ويدئو ، اينترنت هر روز شاهد تبليغات بيشتر از طرف بنگاههاي تبليغاتي هستند كه اين امر تاثير بيشتري بر نوجوانان و جوانان دارد دليل آن هم شرايط حساس و موقعيت سني اين قشر مي باشد . مراحل حساس بلوغ ، موقعيت اقتصادي كشور ، كمبود امكانات فرهنگي جامعه همه و همه مي توانند عوامل براي تشديد اين تاثير پذيري باشند .
در هر كشوري موقعيت زنان و دختران آن جامعه بسيار حساس است از آنجا كه دختران امروز ، مادران فردا هستند و زن ضربان حيات خانواده است و قلب جامعه در سينه خانواده مي تپد از همين رو صعود يا سقوط هر جامعه را بايد به چگونگي معيشت و جايگاه دختران و زنان آن جامعه داد . به همين دليل شناخت مسايل و مشكلات و كمبودها و نيازهاي عاطفي و رواني دختران و شكل گيري شخصيت آنها باعث كشف علل ناهنجارها ي جامعه گردد . لذا پدر با توجه به روحيات و عواطف و احساسات ذاتي دختران نقش بسزايي در تربيت و تاثير پذيري و الگو پذيري و شكل گيري شخصيت دختر دارد . فرويد هم به اين نظريه معتقد است كه با توجه به مسائل مختلف ذاتي ، دختران بيشتر از پدران خود تاثيرپذيري بيشتري نسبت به مادران خود دارند . از طرف ديگر به لحاظ موقعيت پدر در خانواده و اينكه پدر از ابتداي زندگي خانوادگي خويش آموخته و تجربه كرده است كه چگونه براي بهتر زيستن و حفظ سلامت خانواده بايد با همسر خود به توافق هاي گوناگون در مسير زندگي برسد و در هر مرحله چگونه در جلب مشاركت و همزيستي همسران گام بردارنند بر اين اساس پدران تجربه ي بيشتري نسبت به مادران در جلب توجه دختران و درك عواطف و احساسات و روحيات دختران را نسبت به ماردان خود دارند . از سوي ديگر از آنجايي كه پدر نقش ليدِر در خانواده را دارد ، بنابراين اطاعت پذيري و همكاري دختران با پدران بيشتر از مادران خود مي باشد . پدران با توجه به همين نقشي كه دارنند همانند يك رهبر جامعه كه اطلاعات و اِشراف بيشتري از مجموعه ي تحت رهبري خود نسبت به ديگران دارنند پدر نيز اِشراف بيشتري نسبت به ساير اعظاي خانواده به مجموعه ي خانواده خود دارد . فلذا بخاطره همين اِشراف و اطلاعات بيشتر مي تواند در تصميم گيريهايي خود بعتر عمل كند و زير مجموعه ي خود را بهتر از ساير اعظاي خانواده هدايت نمايد بعضي از روانشناسان مي گويند بخاطره همين نقش پدران است كه فرزندان به خصوص دختران هميشه در دوران كودكي و در ابتداي نوجواني اين احساس را دارند و فكر مي كنند كه پدرشان بسيار قدرتمند است چرا ؟؟؟
براي اينكه هميشه از مجموعه خانواده آنها ، پدر تصميمات اساسي و كمي را مي گيرد و در موقع دچار بحران و يا معضل و مشكل پدر تصميمات گره گشايي در زندگي خانواده ارائه مي كند و اين عامل يكي از عوامل تاثير پذير در گرايش دختران بسوي پدرانشان است . حالا وقتي كه شخصي يا فردي براي افراد الگو باشند و اسطوره ي ذهن ديگران باشند مسلم و مسجل است كه همه ي رفتارهاي دروني و بيروني خود را سعي مي كنند با آن اسطوره ي خود همگون سازنند .
دانش آموز كلاس اول ابتدايي وقتي كه به مدرسه مي رود چون مي بيند در كلاس كه مجموعه ي 20 الي 30 نفري مي باشد ، سكاندار اصلي كلاس و هدايت گر بلا منازع كلاس معلم مي باشد در همان روز اول اين نقش معلم ، كودكان را مجذوب خويش مي نمايد و دانش آموز كلاس اولي در همان روز اول پس از بازگشت از مدرسه سعي مي كند اولين بازي خود با كودكان ديگر را ، تشكيل يك كلاس مدرسه و قرار گرفتن خودش بعنوان معلم كلاس مي باشد . در موضوع خانواده هم با توجه به نقش پدر در خانواده دختران الگو و شخصيت پذيري خود را از پدر بيشتر از ساير اعظاي خانواده مي گيرنند از طرفي ديگر با توجه به اينكه بيشترين شكل گيري شخصيت كودكان در دوران قبل از مدرسه و ورود كودك به جامعه صورت مي گيرد پس نقش پدران در شكل گيري شخصيت دختران بيش از هر چيز ديگر حائذ اهميت مي باشد .
سال نو مبارک ![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
از هزاران سال پيش تا به امروز دو جشن در ايران زمين با افروختن آتش و شادي مردم همراه بوده كه نخست جشن سده ( پيدايش آتش ) و ديگري جشن سوري ( چهارشنبه سوري ) فروردگان ( بازگشت فروهردر گذشتگان ) است . جشن سده را در دهم بهمن ماه و جشن سوري را در نخستين شب پنجه ، پس از سپري شدن سيصد و شصت روز از آغاز سال و با مراسمي درباره فروشي ها يا ارواح پاك درگذشتگان پنج روز مانده به نوروز برگزار مي گرديد .لازم به ياداوري است كه اطلاق چهارشنبه سوري به اين جشن كهن ، از امور و نام گذاريهاي بعد از ورود اسلام است .دردوران اسلامي براي اولين بار از جشن سوري ، در كتاب تاريخ بخارا در نيمه اول سده چهارم هجري ياد شده كه منصور بن نوح ساماني اين جشن را با شكوه هر چه تمام تر برگزار نمود . جشن چهارشنبه سوري كه اينك در شب چهارشنبه آخر سال با مراسم و آداب و تشريفات و سنن ويژه برگزار ميشود مربوط به جشن آغاز پنجه و يا جشن پيشگامي در مورد درگذشتگان و فروشيان است .سوابق و مراسمي كه امروز ميان همه مردم ايران زمين بويژه روستاها و شهرستانها و قبايل ايراني به مناسبت چهارشنبه سوري معمول است همه يادآور رسوم ، آداب و سنن ايرانيان باستان است. اما اينكه هنگام اجراي جشن سوري در پايان سال ، چه وقت بوده ، آنچه مسلم است آنكه چهارشنبه نبوده ، چون در تقويم و روزشماري ايرانيان شنبه و چهارشنبه و ... وجود نداشته يا به عبارت ديگر ايام هفته در ايران متداول نبوده و هر روز براي خود نامي داشته مثل اورمزد ، ورهرام ، وهمن ، سپندارمذ و ... هر سال به دوازده ماه ( سي روزه ) تقسيم ميشد آنگاه جهت سال شمسي كه خاص ايرانيان بوده پنج روز به آخر سال اضافه مي كردنند كه سال 365 روز ميشد .
![]()
![]()
این گلها تقدیم به همه ی خوانندگان عزیز
![]()
خيلي وقت پيش ، همان روزي كه مدرسه نرفتم ، همان روزي كه لحافدوز به خانه مان آمده بود ،
همان روزي كه در خانه ي همسايه مان عروسي بود ،![]()
همان روزي كه توي آسمان يك عالمه برف بود ، ![]()
به من خيلي خوش گذشت ؛ ![]()
چون لحافدوز حياط را پر از تكه هاي سفيد پنبه كرده بود ؛![]()
چون روي سر عروس و داماد نقل هاي سفيد مي ريختند ؛![]()
چون از ابرهاي سفيد ، دانه هاي سفيد برف مي باريد.![]()
چند روز پيش ، دنياي من سفيد سفيد بود ؛ پر از دانه هاي سفيد برف ، پر از نقل هاي سفيد ، پر از پنبه هاي سفيد بازيگوش .![]()
![]()
![]()
یکی بود یکی نبود زیر گنبد کبود
یه دختر سه ساله ای یکه نام او رقیه بود
شبها بیاد مادرش ، دوری و هی بهونه کرد
بابا حسین اروم اروم ، موهاشو هی شونه میکرد
به دخترش میگفت عزیز،به درد بابا مرحمی
شبیه مادرمنی ، با تو نمی مونه غمی
میگفت که دختر بابا ، بذار چشماتو بوس کنم
ارزومه عزیز من یه روز تو رو عروس کنم
لباسشو عوض میکرد اونو رو شونش میگذاشت
هرجا میرفت اونومیبرد هیچ کجا تنهاش نمیذاشت
تا که یه روز به دخترش گفت که میخواد بره سفر
رقیه به بابا میگفت : منم ببر منم ببر
دخترک قصه ما باباشو خیلی دوست میداشت
دلش نمیخواست که بره یا اونو تنها میگذاشت
شیرین زبونی کردو گفت برای من سوغات نخر
من التماست میکنم دختر تو با خود ببر
دل بابا طاق نداشت گریه هاشو نگاه کنه
بغض بکنه آه بکشه زندگیشو تباه کنه
تموم اهل خونه رو برد با خودش سوی بلا
رفت به زمینی که که حالا بهش میگن کرببلا
تو اون زمین آدم بدا جمع شده بودن واسه جنگ
یه مشت حسود کینه ای یه عده نامرد دو رنگ
تا که یه روز ظهر بابا گفت دختر نازوباوفا
بیا بشین روی پاهام ، دارم میرم پیش خدا
گوش بده حرف پدر و دختر خوب و مهربون
من که دارم میرم ولی تو پیش عمه ات بمون
با گریه گفت بابا حسین، میام تو رو هم میبرم
موقع اومدن برات گوشواره سوغات میارم
بابا حسین رفت اسمون دیگه به پیشش برنگشت
دختر قصه ما مونده بود تنها و بی کس توی دشت
معد بابا اون ادم خیمه ها رو اتیش زدن
رقیه هی کتک میخورد میگفت بابا اینا بدن
ادم بدا به دختره میزدن و میخندیدن
بسته بودن دست اونو به یه طناب میکشیدن
دختر خسته توی راه پای برهنه میدوید
یکی از اون ادم بدها اومدو موهاشو کشید
به عمه میگفت انگاری بابام منو دوست نداره
خودش میگفت میام پیشت برام یه گوشواره میاره
اومد بابا ولی چه جور یه سر ، که دیگه تن نداششت
موهاشو پاک کردو اروم اونو رو دامنش گذاشت
حرفشو گفت پیش بابا اروم اروم داشت میشکست
بابا رو تو بغل گرفت بعد چشماشو اهسته بست
دخترک قصه ی ما فرشته بود وپرکشید
باپدرش رفت اسمون تا که به خدا رسید
" بنام وجودي كه وجودم ز وجودش شده موجود " ![]()
سلام و صد سلام و هزاران سلام /
آره من اومدم با تاخير البته متن قبليم واقعا دردناك بود ولي علت تاخير در وب را و بروز كردنش
را توضيح ميدم .
مي دوني چرا اين مدت نبودم باشه ميگم كمي نوشته هام را بخون متوجه ميشي .
تقريبا چن روزي به اول آذر ماه مونده بود كه شروع مراسم
" بادا بادا مبارك بادا ايشاالله مبارك بادا "![]()
خلاصه عروسي خواهر بزرگه و ايشاالله كه خوشبخت بشن .
ولي جاي تك تك دوستان وبلاگ نويسم واقعا خالي بود . / / خلاصه مراسمه ::
" بياييد كه در خاك در اين مزرعه ي پاك
به جز مهر ، به جز عشق ، د گر بذر نپاشيم "![]()
دوم آذر هم عروسي بود و خوش گذشت و منم شدم فرزند ارشد خانواده .
بعد از عروسي هم اومدم كه سري بزنم به دوستان كه ديدم اي دل غافل :
تنها چيزي كه دارم وبم و رايانه امه كه اكنون آن هم خراب است .
آره دوست خوبم خلاصه تو عروسيه ي ضرري زدن و كامپيوتر ما در كل ريختن
به هم خلاصه بعدشم امتحانات ترم شروع شد و سرگرم امتحانات و بعدش هم دادم
اين رايانه را درست كردن و حالا هم در خدمت شما هستم .
اين از نبودن من ؛ حالا دوست خوبم شما تو اين مدت چه كرديد برام بنويسيد .
متشكرم
السلام علیک یا ابا عبدالله
سلام بر تو ای ستاره شرقی که در افق جهاد و شهادت طلوع کردی /
سلام بر تو ای اراده ی آهنین که همچون مولایت در یاری مظلومان سر از پا نمیشناختی/
سلام بر تو و لبخندهای بهاریت /
سلام بر تو و دل دریایی ات /
سلام بر تو و تلخ سرفه های شیمیایی ات /
سلام بر تو و دست سخاوتمند و گره گشایت/
بدینوسیله رحلت جانگداز بسیجی فرزانه ، استاد دانشگاه و مدیر توانمند و سخت کوش بیمه آسیا حاج محمد رضا سلامی را که در روز پنج شنبه مورخ 28 دی ماه در پی نجات هم نوع خود در حادثه رانندگی رخ داد را به اطلاع دوستان ، دانشجویان و وبلاگ نویسان می رسانیم .
به همین مناسبت مجلس یادبودی در روز چهارشنبه 4/11/85 واقع در تهران – میدان امام حسین (ع) – خیابان بوعلی – دانشگاه آزاد اسلامی – واحد تهران مرکز – مجتمع ولیعصر – تالار شهید باکری – برگزار می شود .
و به خاطر بسپاریم که یاد او همواره زنده و پا بر جاست .
امام صادق علیه السلام می فرماید :
هر کسی نماز خود را سبک بشمارد از امت من نیست .
شهادت ششمین اختر درخشان آسمان امامت
و ولایت حضرت امام صادق (ع) را به تمامی
شیعیان ایران و اسلام و شما دوستان عزیز
تسلیت عرض می نمایم .
بسمه تعالی
"در جزر و مد دریاهای خروشان ، وحدت قدس را به ساحل آزادی خواهیم رساند ."
- امروز 28 مهرماه 1385 صبح جمعه گام هایمان بسوی انقلاب- دانشگاه تهران .
- از سمت آزادی بسوی انقلاب ، کارگر- انقلاب ، امام حسین- انقلاب ، جمال زاده- انقلاب ، و خلاصه از شمال ، جنوب ، شرق و غرب همگی یکصدا و یکپارچه با شعارهای مرگ بر اسراییل و مرگ بر امریکا برای آزادی قدس عزیز فریاد می زنیم و به میعادگاهمان می شتابیم .
ای قدس ! ای معبد انبیا ! همچنان استوار باش واز هجوم شب مهراس که فردا از آن توست. پس تا آن روز که همیشه پیش چشمانم است مقاومت کن! و به امید آن روز زنده باش!
- لبها تشنه اما شیرینی دوستانی از جنس اسلام کام ما را شیرین می کند و وحدت را بین ما افزون می نماید .
" بهر آزادی قدس از کربلا باید گذشت
از کنار مرقد آن سرجدا باید گذشت "
مساله فلسطین از مسائل اصلی و استراتژیک جهان اسلام بشریت ، طی شصت سال اخیر بوده است. اشغال فلسطین از سوی صهیونیسم جهانی و تاسیس رژیم جعلی اسرائیل در این سرزمین ، توطئه ای بود که حداقل دو قرن پیشینه ی تاریخی داشته است .
نفوذ و سیطره تدریجی اشرافیت یهود بر ارکان قدرت اقتصادی ، سیاسی و بلکه فرهنگی دنیای غرب ، بویژه در قرن نوزدهم زمینه های مناسب را به گونه ای فراهم ساخت که سران ، رهبران ، نخبگان و اندیشمندان صهیونیست در چنین وضعیت و موقعیت بسیار ممتاز و مطلوب ، بتدریج برنامه ها و اهداف خود را علنی و آشکار ساختند .
جمع آوری و اسکان یهودی های اطراف و اکناف جهان در سرزمین فلسطین و برپایی دولت صهیونیستی در راس این اهداف بود که برای رسیدن به آن تحرکات و دسیسه های گوناگون فرهنگی، سیاسی ، اقتصادی و بلکه نظامی ، بویژه جنگ جهانی اول و دوم ، یکی پس از دیگری اجرا شد .
در این میان افسانه ی قتل عام شش میلیون یهودی در جنگ جهانی دوم ، بزرگترین صلاح تبلیغاتی ساخته و پرداخته اشرافیت یهود و صهیونیست ها ، از جنبه ی روانی ، تبلیغاتی و سیاسی به گونه ای کارساز و موثر بود که در پوشش آن ، نه فقط رهبران صهیونیست در سال 1327 ش / 1948 م ، موجودیت رژیم غاصب اسرایئل را به جهان اعلام کردنند بلکه به موازات آن ، صدها هزار فلسطینی صاحب و ساکن آن سرزمین را به طرز فجیع و وحشتناکی قتل عام و یا آواره مملکت همجوار عربی و اسلامی کرده اند و امروز که قریب شصت سال از آن زمان می گزرد میلیونها آواره فلسطینی در کشورهای مختلف جهان بویژه ممالک عربی – اسلامی همجوار فلسطین زندگی می کنند . از سوی دیگر چند میلیون فلسطینی باقی مانده و ساکن اراضی اشغالی فلسطین نیز اگرچه در خانه و سرزمین خود ، اما در وضعیت و شرایطی بسیار تلخ و اسفبار به سر می برنند به گونه ای که اشغالگران صهیونیست ، آن سرزمین را برای صاحبان و ساکنان اصلی آن به زندان بزرگی تبدیل کرده اند و روز و ساعتی نیست که خانه ای منهدم نشود و خونی بر زمین نریزد .
آدم کشی ها و جنایت اشغالگران صهیونیست در فلسطین به عنوان بزرگترین نسل کشی قرن ، آن چنان گسترده و بی وقفه استمرار دارد که به بخشی از زندگی فلسطینیان تبدیل شده است .
به جرات میتوان ادعا و اعتراف کرد که ایران اسلامی از همان اولین روزهای پیروزی انقلاب اسلامی و استقرار نظام جمهوری اسلامی ، به رهبری بزرگ مردی از ثلاله انبیاء و صالحان ، یک تنه به حمایت از آرمان آزادی قدس و رهایی فلسطینیان در مقابل فزون خواهی ها و توسعه طلبی های صهیونیست ها مقاومت و ایستادگی کرد و اهداف و ماهیت اشغالگران و حامیان و پشتیبانان منطقه ای و جهانی آنها را افشا کرد .